يادها و نشانه ها يادداشت هاي سعيد عطايي آن نبرد نيستم و اصلا اطلاعي از آن هم ندارم. با هماهنگي شهرداري استانبول و به همراه مدير روابط بين الملل شهرداري عازم موزه جنگ شديم !! تعجب كنيد چون ما هم تعجب كرديم كه كدام جنگ؟ موزه جنگ در استانبول ديگر چيست .؟ بهر حال چون برنامه ريزي شده بود رفتيم . ما داخل صف بليط فروشي نشديم و از در جداگانه داخل لابي ساختمان و از آنجا به طبقه پايين رفتيم. سالن بزرگي بود كه بر ديوارهاي آن تابلوهاي (نقاشي)متعددي از فتح استانبول توسط سلطان محمد فاتح با زير نوشته هايي به زبان تركي و انگليسي . كمي عكسها را نگاه كرديم و به مسئول گروه اعتراض كه ما را به اينجا آورده ايد چكار؟؟ ادامه داديم ، در انتهاي سالن در راهروي تاريك خواستند از پله هاي تاريكترش بالا برويم تا بام ساختمان.... از وسط بام ساختمان كه بيرون آمديم با صحنه اي باور نكردني از حيث عظمت و جذابيت روبرو شديم . باور كنيد 10 دقيقه اي همه اعضاي گروه مات و مبهوت مانده بودند و بدون كلام بهت زده يكديگر را نگاه مي كردند. يك دفعه نا خداگاه با صداي بلند و بي اختيار گفتم ..."كجايند مسئولين بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس"؟بغض گلويم را مي فشرد. عكس سه بعدي با عمق وضوح چند كيلومتري و بسيار شفاف ، با صداگذاري دالبي صحنه هاي جنگ ، همه آن چيزي بود كه بسيار ساده ولي با عظمت از تاريخ آن جنگ مي ديدي . كه امروز با نمايش آنچناني هويت و غرور ملي به مردم استانبول مي داد. حيف كه هيچ عكس و فيلمي قادر نيست آن شكوه و عظمت و زيبايي و تكنيك بكار رفته در اين جاذبه را به شما نشان دهد.( عكسهاي من هم با دوربين معمولي وضع را بدتر مي كند) ولوله اي در بين دوستان افتاد . ما كه فيلم و عكس واقعي از نبرد 8 ساله مان داريم . مستندات داريم . فتح خرمشهر ، والفجر8، كربلاي 5، شهيد همت ، شهيد باكري .... همانجا نامه اي به استاندار اصفهان نوشتيم و تقاضا نموديم كه كاري در خور بكنيد. ولي باز هم سالها پشت سر هم مي آيند و در 31 شهريور تعدادي گوني شن جلو در ادارات مي چينيم و يك پرده ..."ياد و خاطره حماسه دفاع مقدس گرامي باد." نظرات شما عزیزان:
سلام
سعید عزیز دیروز در اداره بر سر همین موضوعات ولی از جنس دیگر بحث می کردیم و نتیجه این بود که مسوولین ما اصولا به موضوعات کلانتری فکر می کنند. مدی تعریف می کرد ما درزندگی با همسر خود به تفاهم رسیده ایم که من بعنوان مرد در مسایل کوچک و خرد زندگی وقت صرف نکنم و همه تصمیم های کوچک مثل خریدن خانه، برنامه ریزی مهمانی ، سفر ، خرید وووو را همسرم بگیرد و من در مورد مسایل خیلی کلان مثل صلح جهانی ، تجارت جهانی، مبارزه با تبعض نژادی ووو را من انجام دهم مثل مسوول کشور ماهم این است
درود برشما
از اينكه حال ما را مي پرسيد سپاس / واقعا كدام نظر . تمام نظر ها پاك شده نمي دانم چرا .اما نظري باقي نمانده است . باز هم از حضورتان سپاسگذارم. در ضمن دكور جديد هم مبارك.
درباره وبلاگ ![]() با بارش آخرين برف زمستاني و در غروب آخرين روز بهمن ماه سال 41 در كاشان بدنيا آمدم.روزها يكي پس از ديگري گذشتند . روزهاي پر هيجان انقلاب و شگفت جنگ را نيز از نزديك تجربه كردم . الكترونيك را در دانشگاه شيراز و ارتباطات را در دانشگاه علامه طباطبايي خواندم. نزديك به 30 سال در عرصه هاي مختلف اجرايي كار كردم و اينك زندگي در كنار پدر ، مادر،همسر و دو فرزند آرامش ام مي دهد. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|